چرا دوربین عکاسی را کرایه کنیم؟
اجاره دوربین عکاسی
احتمالا داستان سعید و حمید محمدی را شنیده باشید؛ دو برادر دوقلو که دیجیکالا را بنا کردند. به گفتهی برادران محمدی، ایدهی اولیهی دیجیکالا با ماجرای خرید یک دوربین عکاسی شکل گرفت.
در آن زمان، این دو برادر یک میلیون تومان پول کنار گذاشتند تا یک دوربین عکاسی بخرند. بعد از بررسی و تحقیق دوربین مورد نظرشان را از خیابان جمهوری خریدند و سعی کردند از عکاسی حرفهای لذت ببرند. ولی عکسهای دوربین، با آنچه قبلا دیده بودند تفاوت داشت. فروشنده سرشان را کلاه گذاشته بود و لنز دوربین خراب بود.
راستش را بخواهید، من هم چنین مشکلی داشتهام. در دوران دبیرستان به عکاسی علاقهی زیادی داشتم و در دورههای مختلفی شرکت میکردم. برند دوربین عکاسیام «زنیت» (Zenit) بود؛ برندی روسی و قدیمی که احتمالا برایتان آشنا باشد. همهچیز خوب پیش میرفت تا این که عروسی یکی از دوستان شد و من هم قرار شد عکاسی کنم.
کاش من هم در دوران دبیرستان یک میلیون تومان داشتم تا حق انتخابم بالا برود. پول توجیبیها آن قدر نبود که بتوانم دوربین دیجیتال بخرم. برای همین از هر موقعیت، چندین شات میانداختم تا یکی خوب دربیاید. حلقههای فیلم را یکی بعد از دیگری تعویض میکردم، ولی باز خیالم راحت نبود. فکر میکردم الآن است که عکس بسوزد یا خوب از آب در نیاید.
چه در آن زمان باشیم و چه الآن، تنها راه برای حرفهای عکس گرفتن دوربین عکاسی است. من کسی را نمیشناختم که دوربیناش را قرض کنم. حتی حاضر بودم هزینه بپردازم و دوربین را کرایه کنم. ولی مغازهای نمیشناختم که تخصصاش کرایهی دوربین عکاسی باشد. تمام عکسها را با همان زنیت خودم انداختم. عکسها خوب بودند، دوستم هم راضی بود. ولی واقعا دردسر کشیدم.
تا زمانی که آموزش میدیدم، مشکلی برایم به وجود نیامد و همهچیز خوب بود. ولی بالاخره زمانی رسید که نیاز به دوربین حرفه ای داشتم؛ آن هم برای چند ساعت. این که چند میلیون پول بدهیم تا دوربینی حرفهای بخریم، برای چند ساعت صرف نمیکند؛ حتی اگر بودجهمان به اندازهی کافی باشد.
اگر به صورت حرفهای عکاسی کنید، میدانید که دوربین گوشی موبایل به گرد پای دوربینهای حرفهای هم نمیرسد. اهل فن میگویند که «رزولوشن» یا همان مگاپیکسل دوربین گوشی فقط حربهای تبلیغاتی است. مهم اندازهی لنز دوربین است؛ پارامتری که گوشیهای موبایل را از صحنه بیرون میاندازد. شاید اگر در آن زمان دوربینهای دوازده و شانزده مگاپیکسلی هم آمده بودند، باز هم به دنبال دوربین عکاسی حرفهای میگشتم. از لوازم عکاسی بگذریم؛ خود آنها را هم میخواستم کرایه کنم.
همانطور که گفتم، پیش از این مراسم هم آموزش عکاسی میدیدم. یکی از اساتیدم، به جای دوربین حرفهای از دوربین کامپکت استفاده می کرد. برایم عجیب بود؛ عکاسی مثل استاد من، از دوربین کامپکت استفاده نمیکند. وقتی دلیلش را پرسیدم، گفت این دوربین برای تمرین کردن و لذت بردن است. برای کارهای حرفهای تر، اقدام به اجاره دوربین عکاسی میکنم. شاید در هر ماه، دو یا سه بار بهترین دوربین عکاسی موجود را کرایه میکرد و کاملا هم به صرفهاش بود.
راه من از عکاسی حرفهای جدا شد و عکاسیام به تفریح محدود شد. شاید چند ماه یک بار بخواهم دوربین خوبی داشته باشم تا عکسهای نشست، همایش یا مراسمی را ثبت کنم. در چنین مواقعی، بهتر میدانم که کل لوازم عکاسی را کرایه کنم. بقیهی سال با دوربینی ارزانقیمت کارم راه میافتد. شاید اگر هفت هشت سال پیش، برادران محمدی هم میتوانستند دوربینشان را کرایه کنند، بعد از یک روز آن را باز میگرداندند و دیگر حس نمیکردند که سرشان کلاه رفته است.





